تبليغاتX
"مهرنهاد را آزاد کنید"

پيغام مدير

بچندینا بیرکا سهء رنگین سحر گوات....ببی آزات مئی پولین وطن مات ..

پيوندها
پيوندهاي روزانه
لوگو هاي دوستان
آمار و اطلاعات بازديدکننده

ما تا چه حدبلوچ وبلوچستان خودرادوست داريم؟!

   

آيابه اندازه کنارگذاشتن حقوق دوساعت کارخودھرماه ,براى بلوچ وبلوچستان, به آن علاقه داريم؟!

آيا براى کسى که در ماه تقريبا ۳۰پاکت سيگارميکشد,بلوچ وبلوچستان به اندازه دو پاکت سيگاردرماه ارزش دارد,که اين شخص پول دو پاکت سيگار را ھرماه براى بلوچ وبلوچستان خود کنارگذاشته وبه صندوق کمکھاى مالى براى بلوچ و بلوچستان بريزد؟!

آيا مھر ودوستى به بلوچ وبلوچستان براى کسى که ھفته اى چندين قوطى يا شيشه آبجوويا ھر مشروب ديگرى که مصرف ميکند, بقدرى ھست که ماھانه فقط پول چند قوطى ياشيشه آبجو رابراى بلوچ وبلوچستان خود کناربگذارد ويا در صندوقھاى کمک مالى به بلوچ وبلوچستان بريزد؟!

آياتاکنون دوستى ومھربه بلوچ وبلوچستان در دلھايمان بقدرى رشد کرده است که,ماھيانه پول يک وعده غذاى خود رابراى مردم مصيبت ديده بلوچى که بيشتر از ما به آن احتياج دارند اختصاص دھيم؟!! و ماھيانه

اين مبلغ راحداقل بخاطرنشان دوستى ومحبت به ملت ستم ديده بلوچ وسرزمين غم واندوه زمانه يعنى بلوچستان کنار بگذاريم؟؟؟!!!

امروزبيش از ھرزمانى بايد ازخود سؤال کرد که اين بلوچ وبلوچستانى که مااينھمه دراعلاميه ھا و نوشته ھاى سازمانى وحزبى ودرگفته ھا ومحفلھاى روشنفکرى ويا در اشعارمان وھزاران دم زدنھاى عجيب و غريب براى نماياندن خود ازآن ميکنيم ,بصورت عملى ومادى براى اين ملت دربند خصوصا زمانى که قھر طبيعت ھم اورا به زانو درآورده است,آينقدر اھميت قايل ھستيم که بصورت عملى کارى انجام دھيم؟؟!!

آيا دراطاقى پالتاکى دورھم نشستن وبراى مصيبت وارد شده فقط اظھارغم واندوه کردن بدون نتيجه کار عملى کافى است ويادرد ورنج ملت دربند بلوچ کم ميشود ويا ما وظيفه خود را بخوبى انجام داده ايم؟؟!!

بياد ميآورم نزديک به ۲۰سال پيش زمانى که در يکى از فقيرترين کشورھاى اروپايى مجبوربه گذران زندگى پر مشقت خود بودم,ھر روز صبح ساعت پنج صبح بايد بيدار ميشدم و ھمراه با چند دوست افريقايى خود بعدازدوساعت با گرفتن اتوبوس وقطاربه محل کار خود که يکى از کارھاى سخت وسنگين يعنى "بلوک سيمان" زنىبود ميرسيديم ,وروزانه بالاجبار بايد ۱۰ساعت کار ميکرديم تابتوانيم گذران روزگارکنيم,البته بنده در اينجا قصد ندارم که مشکلات زندگى گذشته خودرا خداى ناکرده به رخ ديگران بکشم,نه صحبت از خودم نيست, براى اينکه بنده بزدل تر از آنم که امروز خود را بنمايانم ,بلکه صحبت از دوستم جيمى است که اھل "مزامبيک؟ بود واوعلاوه بر ۱۰ساعت کار روزانه ,ھنوز با سر کارگر کلنجارھم مىرفت که حاضر است تعطيلات آخر ھفته را نيز کار کند .

روزى پس از اينکه يکسالى از زندگى پر مشقت ما درآن کشور فقير اروپايى گذشته بود, بازبان شکسته ودرھم وبرھم از دوست بينھايت محترم خود جيمى سؤال کردم که چرا شما که خودتان دراين کشور,تنھايى وھم مسؤليت فاميل وخانواده ھم دراينجا نداريد ,چرا حتى آخر ھفته راھم کار ميکنى , مگر خسته نميشويد؟!

او فقط در جواب بنده گفت, شما چقدر ملت و وطن خود را دوست داريد؟؟!!تعجب کرده بودم که کارکردن من در اين کشور فقيرچه کاربه دوست داشتن ملت و وطن من دارد؟!بعدا او بمن گفت که پنج روز ھفته را براى خود وفاميلم که در مزامبيک ھستند کار ميکنم ولى آن دوروز آخر ھفته را براى به تحقق رساندن اعتقاد ات حزبى وسياسى ملت و وطنم کار ميکنم و پول آنرا ھم ھر ماھه به يک حساب مجزا ميريزم.

بعدا بخود آمده فکر ميکردم که خوشا به حال آن حزب ويا سازمانى که ۱۰۰نفر مثل جيمى داشته باشد.!!

بھر حال تازه متوجه شده بودم که دوست داشتن ملت و وطن احتياج به کارعملى واز خود گذشتگى دارد .

امروزکه بدبختى وفلاکت وسيل وطوفان وھزاران بلاياى ديگر که گريبان ملت بلوچ وسرزمين زجرکشيده وطنم بلوچستان را فراگرفته است دوباره ياد دوستم جيمى مي افتم که از خود سؤال کنم که بنده چقدرملت و وطنم ويا بلوچ وبلوچستان خود را دوست دارم؟!

 

ونيز اينراھم ميدانم که با کمک ناچيز بنده مشکلات اصلى سرزمين و ملتى حل نخواھد شد,اما اگر کمک بنده

پتويى باشد دورکودى, قرص آسپرينى باشد براى سردرد مادربزرگى ويا نانى باشد براى يک وعده غذابراى يتيمى در اين برحه از زمان, باز ھم مرا خوشحال خواھد کرد.پس در وحله اول اين بنده ھستم که بيشتراز آن کودک ومادر بزرگ وآن يتيم نيازبه کمک روحى دارم.

حال آيا وقت آن رسيده است که از خود بپرسيم,ما بصورت عملى تاچه حد بلوچ وبلوچستان خود را دوست داريم؟؟!!!

کوران دامنى :۹تير۱۳۸۶

نوشته شده توسط یعقوب مهر نهاد در ساعت | لينک ثابت |